در گذشت امام جمعه محترم روستای زروان شیخ محمد سعید قاضی

 

نسألكم الدعاء لعمی الشیخ محمد سعید قاضی

اللهم : ياحنان يامنان ياواسع الغفران اغفر له وارحمة وعافه واعف عنه واكرم نزله ووسع مدخله وأغسله بالماء والثلج والبرد ونقه من الذنوب والخطايا كما ينقى الثوب الأبيض من الدنس

اللهم : أبدله دارا خيرا من داره وأهلا خيرا من أهله وزوجا خيرا من زوجه وأدخله الجنة وأعذه من عذاب القبر ومن عذاب النار

اللهم : عامله بما انت اهله ولا تعامله بما هو أهله

اللهم : ان كان محسنا فزد فى حسناته وان كان مسيئا فتجاوز عن سيئاته

اللهم : أدخله الجنة من غير مناقشة حساب ولا سابقة عذاب

اللهم : انزله منزلا مباركا وانت خير المنزلين

اللهم : انزله منازل الصديقين والشهداء والصالحين وحسن أولئك رفيقا

اللهم : أجعل قبره روضة من رياض الجنة ولا تجعله حفرة من حفر النار

اللهم : أفسح له قبره ومد بصره وأفرش قبرة من فراش الجنة

اللهم : أعذه من عذاب القبر وجاف الأرض عن جنبيه

اللهم : أملأ قبره بالرضا والنور والفسحة والسرور

اللهم : قه السيئات ومن تق السيئات يومئذ فقد رحمته

آمين... آمين .. آمين

فرستنده: احمد عبدالله قاضی (احمد سعیدی)

در شب جمعه تاریخ یکم دیماه هزار وسیصد و نود و یک مطابق با ۲۱/۱۲/۲۰۱۲ میلادی با نهایت تاثر و تاسف شدید شیخ محمد سعید قاضی امام جمعه محترم روستای زروان چشم از این جهان فرو بستند ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم ان شیخ بزرگوار و تمامی اهالی روستای زروان از درگاه ایزد منان تمنا دارم ایشان را همراه با انبیا و اولیا و صالحین محشور گرداند و صبر جمیل به خانواده و دیکر فامیلهای سعیدی عطا فرماید (وانا لله و الیه راجعون)

 

نسألكم الدعاء لعمی الشیخ محمد سعید قاضی

اللهم : ياحنان يامنان ياواسع الغفران اغفر له وارحمة وعافه واعف عنه واكرم نزله ووسع مدخله وأغسله بالماء والثلج والبرد ونقه من الذنوب والخطايا كما ينقى الثوب الأبيض من الدنس

اللهم : أبدله دارا خيرا من داره وأهلا خيرا من أهله وزوجا خيرا من زوجه وأدخله الجنة وأعذه من عذاب القبر ومن عذاب النار

اللهم : عامله بما انت اهله ولا تعامله بما هو أهله

اللهم : ان كان محسنا فزد فى حسناته وان كان مسيئا فتجاوز عن سيئاته

اللهم : أدخله الجنة من غير مناقشة حساب ولا سابقة عذاب

اللهم : انزله منزلا مباركا وانت خير المنزلين

اللهم : انزله منازل الصديقين والشهداء والصالحين وحسن أولئك رفيقا

اللهم : أجعل قبره روضة من رياض الجنة ولا تجعله حفرة من حفر النار

اللهم : أفسح له قبره ومد بصره وأفرش قبرة من فراش الجنة

اللهم : أعذه من عذاب القبر وجاف الأرض عن جنبيه

اللهم : أملأ قبره بالرضا والنور والفسحة والسرور

اللهم : قه السيئات ومن تق السيئات يومئذ فقد رحمته

آمين... آمين .. آمين

در شب جمعه تاریخ یکم دیماه هزار وسیصد و نود و یک مطابق با ۲۱/۱۲/۲۰۱۲ میلادی با نهایت تاثر و تاسف شدید شیخ محمد سعید قاضی امام جمعه محترم روستای زروان چشم از این جهان فرو بستند ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم ان شیخ بزرگوار و تمامی اهالی روستای زروان از درگاه ایزد منان تمنا دارم ایشان را همراه با انبیا و اولیا و صالحین محشور گرداند و صبر جمیل به خانواده و دیکر فامیلهای سعیدی عطا فرماید (ونا لله و الیه راجعون)

آیا کوروش همان ذوالقرنین است؟

علامه طباطبایی در المیزان، پس از بررسی نظریه ابوالکلام آزاد، که اثبات می‌کند کوروش، پادشاه هخامنشی، همان ذوالقرنینِ ستوده شده در قرآن است، می‌نویسد: «هر چند بعضی از موارد گفته شده خالی از اعتراض نیست، لکن از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرانی روشن‌تر و قابل قبول‌تر است».

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «ایران پیش از اسلام» اولین عنوان از مجموعه تاریخ کهن و معاصر ایران زمین به قلم علی اکبر ولایتی از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شد. ناشر در شرح این مجموعه نوشته است: این مجموعه با نگاهی هدفمند به تاریخ ایران و با بهره گیری از منابع فراوان و معتبر و گاه جدید و شیوه های ثابت شده با راهنمایی و همکاری جمعی از پژوهشگران و تاریخ دانان فرهیخته فراهم آمده است. در این کتاب نگارنده در پی آن است که مهمترین تحولات تاریخی را در شکل دهی به حیات معاصر ایرانیان بررسی کند؛ تحولاتی که ایرانیان در حیات پر فراز و نشیب خود به چشم دیده اند.»

در مقدمه این کتاب ذکر شده است که حاصل کار پژوهشگران این مجموعه، یک محصول 14 جلدی با طبقه بندی «ایران از آغاز دوران اسلامی تا حمله مغول، ایران در عصر صفوی، ایران در عصر مشروطه، ایران در عصر رضاشاه پهلوی و...تا انقلاب اسلامی و زمان فعلی» خواهد شد. کتاب «ایران پیش از اسلام» در فصل های متعددی همچون «ایران پیش از مادها، مادها، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان، جندی شاپور و ایران در عصر ظهور اسلام» تنظیم شده است.


در بخشی از کتاب در فصل هخامنشیان با عنوان «آیا کوروش ذوالقرنین است؟» می خوانیم:
«برخی از مفسران متقدم، مانند وَهب بن منبّه و محمد بن صائب کَلبی و یوسف بن موسی قطان نه تنها در تفسیر سوره کهف، بلکه در چند جای دیگر تصریح کرده‌اند که ذوالقرنین همان کوروش هخامنشی است. در دوران معاصر، نخستین پژوهشگری که موضوع مطابقت کوروش با ذوالقرنین را پیش کشید سِر سیداحمدخان (1817-1898)، از پیشگامان اصلاحات فرهنگی و بنیادگذار تجدد طلبی اسلامی در هند، بود. مولانا ابوالکلام آزاد (1888-1958)، وزیر فرهنگ دولت وقت هند، نیز همین نظریه را مطرح و به شکل مبسوط‌تری تبیین کرد. مرحوم علامه طباطبایی نیز، در المیزان، نظر ابوالکلام آزاد را پذیرفته و مشخصات کوروش را بر ذوالقرنین منطبق می‌داند. علامه طباطبایی در المیزان، پس از بررسی نظریه ابوالکلام آزاد، که اثبات می‌کند کوروش، پادشاه هخامنشی، همان ذوالقرنینِ ستوده شده در قرآن است، می‌نویسد: «هر چند بعضی از موارد گفته شده خالی از اعتراض نیست، لکن از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرانی روشن‌تر و قابل قبول‌تر است». آیت الله مکارم شیرازی هم می‌نویسد: «درست است که در این نظریه نیز نقطه‌های ابهامی وجود دارد، ولی فعلاً می‌توان از آن به عنوان بهترین نظر درباره تطبیق ذوالقرنین بر رجال معروف تاریخی نام برد.»

اما چرا مورخان و مفسران قدیم کوروش، پادشاه هخامنشی، را ذوالقرنین ننامیده‌اند؟ آیا، از دیدگاه آنان، کوروش ویژگی‌های قرآنی ذوالقرنین را ندارد؟ آیا درک تاریخی ما امروزه از زندگی و زمانه کوروش کامل‌تر از گذشتگان است؟ یا سکوت آنان ناشی از معرفت بیش‌تری از ادراکات تاریخی ماست و، اگر چنین است، علت سکوتشان چیست؟

چنان که اشاره شد، به جز آگاهی برخی مفسران متقدم مسلمان، اطلاعات مورخان بعدی دوران اسلامی از کوروش شامل اطلاعات پراکنده و ناقص و در مواردی تحریف شده و آمیخته با افسانه بود. همین سبب شد که تاریخ زندگانی کوروش و خصلت‌های اخلاقی و سفرهای وی در نزد مورخان دوران اسلامی مکتوم بماند. تلاش مورخان ایرانی قرون سوم و چهارم هجری برای آگاهی از گذشته خود و جست‌وجو در متون کهن، همچون خدای‌نامه که در دوران ساسانی نوشته شده بود و بخشی از میراث ایرانیان باستان را به دوران اسلامی منتقل می‌کرد، نتوانست از روی دوران هخامنشیان، که در محاق فراموشی فرو رفته بود، پرده بردارد؛ زیرا خدای‌نامه شامل گزارش‌های پراکنده‌ای از تاریخ ایران، از آغاز تا پادشاهی خسرو دوم است، که با افسانه آمیخته شده و تفاوتی میان شخصیت‌های تاریخی با شخصیت‌های اساطیری در آن دیده نمی‌شود. به دشواری می‌توان نشانه‌ای از تاریخ واقعی دوران مادها و هخامنشیان در آن یافت و آنچه از تاریخ هخامنشیان با دوران سلسله تاریخی و افسانه‌ای کیانیان در هم آمیخته شده است برای درک حقیقی تاریخ هخامنشیان و شخصیت کوروش ناکافی است.

در روایت‌های تاریخی دوران اسلامی، خاطرات بازمانده از پادشاهان هخامنشی، از جمله کوروش، به افسانه بهمن افزوده و شخصیت افسانه‌ای بهمن با کوروش یکسان سازی شده است. این شباهت سازی تحت تأثیر روایات خارجی، از جمله متون یهودی، قرار گرفته و با اختلاط و ابهام فراوانی دارد.

موضوع دیگری که در فراموشی خاطران و تاریخ دوران هخامنشیان و زندگانی کوروش بزرگ در نزد مورخان دوران اسلامی تأثیر فراوانی داشت متروک شدن خط میخی پارسی بود. خط میخی، که می‌توانست خاطرات فراموش شده دوران هخامنشیان را به دوران‌های بعدی منتقل کند، به علت دشواری‌هایی که داشت. کارکردش را حتی در دوران خود نیز از دست داد و، پس از سقوط هخامنشیان، رفته رفته کنار گذاشته شد؛ چنان‌که در قرن دوم پیش از میلاد به کلی از میان رفت و خط آرامی جای آن را گرفت. افزون بر آن، تعدد خط و زبان در دوران بعدی و رواج یک خط و متروک ماندن زبان و خط دیگری در دوران‌های بعدی، عامل مؤثر دیگری در انتقال نیافتن میراث مکتوب از دوران هخامنشیان به دوران بعدی است.

این عوامل هر یک به تنهایی برای مکتوم ماندن زندگی و زمانه کوروش نزد مورخان دوران اسلامی و مفسران قرآنی کافی است. بنابراین، بدیهی است که در منابع تاریخی و تفاسیر متقدم، تلاشی برای انطباق شخصیت قرآنی دوالقرنین با کوروش، پادشاه ایران، صورت نگرفته باشد.

پرسشی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که مفسران و مورخانی که کوروش را با ذوالقرنین یکی دانسته‌اند به کدام ادله و شواهد استناد کرده‌اند؟

به گفته مفسر بزرگ قرآن کریم، علامه طباطبایی، آنچه نظریه ذوالقرنین بودن کوروش را تأیید می‌کند اوصاف اخلاقی است که در تاریخ برای کوروش نوشته‌اند. کوروش، هم طبق تاریخ و هم عهد عتیق و هم نظر مورخان قدیم، پادشاهی با مروت و جوانمرد و با سخاوت و کریم بوده است؛ چنان که از تاریخ زندگی او و برخوردش با یاغیان و جبارانی که با او می‌جنگیدند یا او با ایشان جنگیده است نیز مبین آن است؛ و با صفات یادشده از ذوالقرنین در قران کریم مطابقت دارد. ذوالقرنین از طرف خداوند دارای توانایی‌ها و امکانات فراوانی،‌مانند عقل و تدبیر و فضایل اخلاقی و ثروت و شوکت ظاهری، بوده است.

از دیگر ویژگی‌های ذوالقرنین سفرهای او در مسیرهای چندگانه است که شرح آن در آیات قرآنی آمده است. کوروش نیز به غرب و شرق و شمال سفر کرد که شرح آن در تاریخ زندگانی‌اش آمده است و با سفرهای سه‌گانه‌ای که در قرآن برای ذوالقرنین ذکر شده منطبق است. نخستین لشکرکشی کوروش به کشور همسایه غربی، لیدی، بود که در شمال آسیای صغیر قرار داشت. در قرآن آمده است که ذوالقرنین در سفر غربی‌اش احساس کرد خورشید در چشمه گل آلودی فرو می‌رود؛ مشابه همان صحنه‌ای که کوروش به هنگام فرورفتن قرص آفتاب (در نظر بیننده) در خلیجک‌های ساحل لیدی مشاهده کرده است. لشکرکشی دوم کوروش به جانب شرق بود. از تاریخ زندگی کوروش درمی‌یابیم که این لشکرکشی چندی پس از فتح لیدی روی داد و کوروش طی آن به آرام سازی طغیان بعضی از قبایل وحشی بیابانی مستقر در شرق کشور پرداخت. شاید بتوان تعبیر قرآن طبق آیه زیر را در اشاره به سفرهای ذوالقرنین، با سفرهای جنگی کوروش به منتهای شرق برای مقابله با اقوام بیابان‌گرد و صحرانورد مطابقت داد که مشاهده کرد خورشید بر قومی طلوع می‌کند که در برابر تابش آن سایبانی ندارد. «حَتّی اِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلی قومٍ لَمْ نَجْعَلُ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً: تا گاهی که رسید به محل برآمدن خورشید یافتش برمی‌آید بر گروهی نگذرده‌ایم برای ایشان جز آن پوششی را» (کهف: 90)


در قرآن کریم از مکان سدی که ذوالقرنین ساخته یاد نشده است و فقط ویژگی اقلیمی آن بیان شده است. کنجکاوی علمی مسلمانان درباره تعیین اماکن تاریخی، که نشانه‌های آن در قرآن مجید آمده است،‌در منابع تاریخ ثبت و ضبط شده است. شرح جست‌وجو برای یافتن سد ذوالقرنین در روزگار واثق خلیفه عباسی در منابع متعدد آمده است. با بررسی متون تاریخ نگاران اسلامی، که درباره اقلیم و شهرها آمده است، می‌توان دریافت که مکان این سد در اوایل اقلیم پنجم و ششم بوده است.

می‌دانیم که کوروش، در لشکرکشی سوم خود به کوه‌های قفقاز، به تنگه‌ای میان دو کوه رسید و برای جلوگیری از هجوم اقوام وحشی، به درخواست مردمی که در آن منطقه بودند، در فاصله میان دو کوه سد محکمی بنا کرد. این تنگه امروزه تنگه داریال نامیده می‌شود که در نقشه‌های موجود میان ولادی میوکز و تفلیس نشان داده می‌شود. این دیوار همان سدی است که کوروش بنا کرده و با اوصافی که قرآن درباره سد ذوالقرنین بیان کرده کاملاً تطبیق می‌کند.

موضوع دیگر در انطباق کوروش و ذوالقرنین تناسب نام ذوالقرنین با کوروش است. کهن‌ترین اشاره به موضوع ذوالقرنین را باید در کتاب دانیال نبی، از متون عهد عتیق یهود، جست‌وجو کرد. آن‌جا که در رؤیای وی، لوقرائیم در هیئت قوچ ظاهر می‌شود. لوقرانائیم به زبان عبری همان ذوالقرنین عربی است. این واژه در تورات فقط یک مرتبه آکده است و آن هم در سفر دانیال (کتاب دانیال) است. درباره نام ذوالقرنین و تناسب آن با کوروش گفته‌اند: ذوالقرنین را از آن جهت ذوالقرنین، صاحب دو قرن (شاخ)، می‌نامند که دارای تاج یا کلاه خودی با دو شاخم بوده است. جالب این‌که در نقش برجسته هخامنشی دشت مرغاب، کوروش با تاجی بر سر تصویر شده که دو شاخ همانند شاخ‌های قوچ بر آن دیده می‌شود.»

بنده نیز نظریه شیخ ابوالکلام بزرگترین عالم اهل سنت جهان اسلام تایید میکنم زیرا تنها ایشانست که شیوه اخلاقی و فتوحات و مملکت داریشان و همچنین تعاملشان با ملل فتح شده دقیقا با مواصفات ذوالقرنين مطابقت دارد

جمع اورى و نويسنده احمد سعيدي

  

غزلی تحت عنوان مروارید شب از احمد عبدالله قاضی زروانی (احمد سعیدی)

 

شبی از دوریش کنج مکانی                 به خود پیچیده بودم چون کمانی

به هر سوزی که از قلبم بر امد               بسوزاند این تن بی جان و فانی

تن سرکنده پرپر میزنم من                    نمایان گشت اخر جانفشانی

چنان آهی که از دل برکشیدم               صدایش میرود تا کهکشانی

به اسمهایش که چون مروارید شب        گرفتم خو و انس اندر نهانی

ملائک گر شنیدید سوز دل را                 پیامم را برید فی الحال و انی

به یکدل بیم و دیگر آرزو را                      ز مقبولی او مرفوض نمانی

جدا افتاده از بنیاد خویشم                     در این خاکی که باشد جنس کانی

مجسم گشت در اعماق قلبم                 سبک بالا بلند ابرو کمانی

نمودم التماس با بیم و اندوه                   کزاین دلمرده هم غافل مانی

همش باریده ام خون بر جبینم                زهجرانت بسر بردم جوانی

شمارم لحظه ها از بهر وصلت                  رهایم کن ازین دنیای فانی

بگفتا گر بخواهی کام دل را                      به اوراد شب و سبع المثانی

تمرکز کن تمام کوششت را                      زاحوال درون جاهل نمانی

مناجاتنامه از احمد عبدالله قاضی ( احمد سعیدی )

 

بارالها بارالها باراله                       عشق خدا اول خدا اخر خدا

عشق خدا عاشق خدا معشوق خدا       کعبه و میخانه و مقصود خدا

ظاهر و باطن لطیف و نور تویی               کعبه را دل از ازل منظور تویی

عشق تویی ایمان تویی درمان تویی       لذت هر دو جهان و جان تویی

سقف کاخهای گدائیم عرش توست         قلب ناچیز خدائیم فرش توست

چون دمیدی روح خویش در کالبدم           عطسه و شکرت نمودم ای صنم

من به درگاهت بنالم روز و شب              در هوایت بی قرارم روز و شب

سر ز کویت بر ندارم روز و شب                بیقرارم بیقرارم بیقرارم روز و شب

قاضی از هر دو جهان دل دور دار              چون نظر داری به سوی زلف یار

در نظر بازی به سربازی رسی                غیر معشوق بی نیازی میرسی

چون به سربازی رسیدی زنده ایی          علم کن با لطف حق یابنده ایی

یفتح ابواب السماء با یک نظر                 گر عدو شمشیر زند بر فرق سر

بعد ارض و هفت سماء بحر است و بحر     بعد از ان زیبا صنم اید نظر

آه چه وجه و آه چه بو با کر و فر                خود گهر رویش گهر بویش گهر

غرق دریای نگاهش میشوی                  مست وشیدای صدایش میشوی

در هوایش صاف و بیغش میروی               بر علایق مینمایی رهبری

در هوای ماهرخ بالانشین                       دشمنان و رهزنان دارند کمین

دست بردی دست نوازی میدهد              دل بدادی دلنوازی میدهد

کنز مخفی از ازل جوینده ایی                  چون بدنبالش روی یابنده ایی

حال به آغوشت رسیدم لحظه ایی           همدمی کن همدمی کن همدمی

قاضی از هر دو جهان دل دور دار               عشق و عاشق زنده شد با لطف یار

بمناسبت دوازدهم ربیع الاول سالروز تولد حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص)

 

دوازده ربيع الاول آغاز بهار انسايت طلوع مجدد نور هدايت در آسمان بشريت طلوعى اثر بخش در هر دو عالم كه پايان و غروب ندارد سالروز تولد حضرت ختمى مرتبت محمد مصطفى (ص) كسي كه با آمدنش پس ازمدت مديدى از وقفه در نزول وحى الهى و نيامدن انبياء چشم جهانيان را با آمدنش روشن گردانيد. پيغمبرى  كه به حق رحمة للعالمين بود چرا كه سعادت دين و دنيا و آخرت را براى بشريت به ارمغان آورد و با آمدنش جامعه بشرى را كه غرق در تاريكى جهل و ظلمت و منكرات و تباهى بود دوباره به صراط مستقيم و نورهدايت نمود،به تعبير خودشان: قد تركتكم على المحجة البيضاء ليلها كنهارها لا يزيغ عنها بعدى الا هالك الى آخر حديث....

حبيب رحمن، خاتم انبياء، سرور ملائك، پيغمبرى كه دوست و دشمن به نبوغ و بزرگوارى و فضيلت اين نبى رحمت معترفند نمونه كامل خليفه ی الهى وشاگردانش را نيز چنين تربيت نمود معلمى كه از اعراب جاهلى ابرمردانى جون ابوبكر صديق،عمر فاروق،عثمان بن عفان،على مرتضى،طلحه و زبير،عبدالرحمن بن عوف،سعد بن ابى وقاص،سعيد و ابو عبيده جراح و ديگر اصحاب را به جامعه بشرى تقديم نمود كه هر كدامشان به تعبير فردوسى چون ستاره ايي در تاريخ بشريت مى درخشند، معلم و مرشد شيرمردانى كه در ميدان نبرد هيچ قدرتى توان مقابله با آنان را نداشت و در ميان اهل و ياران بسيار رئوف و مهربان، هنگام دعا و مناجات بسيار گريان و تسليم، آنچنان درمقابل عظمت و جبروت خداوندى محو و فنا مي گشتند كه فارغ از خود و هر دو جهان گشته و در ملكوت اعلى با قدسيان غرق در جولانگه عشق و عشق بازى بودند و چه زيبا خداوند اين بندگان خاص خودش را در سوره فتح آيه 29 توصيف نموده است:

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً.

 

پيغمبرى كه به تعبير قرآن منتهاى حسن خلق بودند (وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ.) داراى مقام محمود و شفاعت عظما،دارنده هزاران هزار مدال و افتخارات متعدد از حضرت حق بارى تعالى كه لا تعدّ و لا تحصى.

سخن را كوتاه كنم چرا كه بنده با اين بضاعت كم چگونه توصيف اين اقيانوس عظيم و بى پايان نمايم ولى بقول مولانا:

آب دريا را اگر نتوان كشيد      پس بقدر تشنگى بايد چشيد

 

در پايان به همين مناسبت ابياتى چند از بنده حقير در مدح حضرت رسول تقديم مى نمايم. اميدوارم كه مورد قبول درگاه احديت و حسن نظر برادران قرار گيرد.

محمد دين و ايمانم تويى تو                       محمد نور رحمانم تويى تو

ربيع اول ربيع گشت با وجودت                 نبوت با رسالت تار و پودت   

 محمد رحمة للعالمينی                         شفيع در روز محشر مسلمينى

محمد منتهاى حق اليقينی                    رئيس انبياء و مرسلينى

محمد شاه مردان خداوند                       زمين و آسمان مدحش نمايند

محمد از ملائكها جلو راند                       سلام بر رب خويش از جان و دل راند

محمد وصف تو گويد خداوند                    حسودان چشمشان كورند كورند

محمد نور عين هر مسلمان                   كنار عرش كرسی نزد رحمان

محمد خلق و خويت هست قرآن             محمد بوى تو ورد است و ريحان

محمد عشق تو عشق است به رحمان     شب معراج به حق گشتى مهمان

محمد در طواف بيت معمور                     دلم از دوريت مغموم و مهجور

محمد خلق و خويت بى نظير است          محمد وجه تو ماه منير است

محمد در نبرد با كفر و باطل                    زخشمت جملگى وامانده در گل

محمد جنة المأوى بديدى                       به قاب قوسين أو أدنى رسيدى

به سدرالمنتهى رفتى محمد                  به پيش باراله رفتى محمد

تو بودى ختم كار انبياء را                        امين سر اسرار خدا را

تمام انبياء برتو ببالند                             چنين فخرى بحق بايد ببالند

فدايت جان قاضى يا محمد                     شدم خشنود و راضى يا محمد

وآخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين

نویسنده:  احمد عبدالله قاضی زروانی ( احمد سعیدی )

--------------------------------------------------------------------------------------------

مدیر وبلاگ:

بنده نیز این روز فرخنده را به تمامی مسلمانان جهان بخصوص همشهریان عزیز در هر کجای این کره خاکی که باشند تبریک و تهنیت عرض میکنم

نظر سنجی در به رسمیت شناختن دین مبین اسلام در المان

دین مبین اسلام هنوز در کشور آلمان به رسمیت شناخته نشده است. اخیرا یک مؤسسه دینی برای رسمی شدن دین اسلام در آلمان رفراندمی برگزار کرده و از کاربران اینترنتی خواسته که نظر خود را در این مورد بیان کنند.

متأسفانه به دلیل عدم توجه مسلمانان به این رفراندم، تا به این لحظه تعداد مخالفان رسمی شدن دین مبین اسلام و آنهایی که به گزینه “خیر” رأی داده اند، بیشتر از موافقان و آنانی است که به گزینه “بله” رأی داده اند.
از همین رو از تمام مسلمانان درخواست می کنیم با وارد شدن به لینک این سایت که در ذیل این خبر قرار دارد، در این رفراندوم شرکت کنند و برای رسمی شدن دین مبین اسلام در آلمان رأی بدهند.
گفتنی است گزینه “JA” به معنی “بله” است.

 

آدرس سایت نظر سنجی :

 

www.tagesschau.de/inland/wulffrede112.html

 

راهنمایی

سه گزینه وجود دارد که فقط یکی را می توانید با کلیک بر روی دکمه ی رادیویی (دایره) انتخاب کنید .

 Ja = بله ( موافقت با رسمی شدن اسلام در آلمان )

Nein = نه ( مخالفت با رسمی شدن اسلام در آلمان )

Weiß nicht. / Ist mir egal. = نمی دانم / اهمیتی نمی دهم ( رأی ممتنع )

و در پایین دو کلید قرار دارد :

Zur Auswertung = مشاهده ی نتیجه نظر سنجی

Stimme abgeben = رأی دادن

دو دین مسیحیت و یهودیت قبلاً در آلمان رسمی اعلام شده است .

لطفا سایر دوستان رو هم مطلع کنید
 
از تمامی برادران و خواهران دینی بخصوص زروانی های مؤمن و متعهد خواهشنمدم باشرکت در این نظر سنجی خود را از اين اجر عظيم بى نصيب ننمايند . انشاءالله  

نماز طلب باران در روستاهای زروان و دشتی  

 

مردم متدین روستای زروان باز هم نا امید نشدند و برای دومین بار نماز طلب باران را برگزار کردند.

امروز اهالی محترم روستای زروان و اهالی محترم و متدین روستای دشتی برای برگزاری نماز طلب باران در شرق روستای دشتی گرد هم آمدند. پس از اقامه نماز باران به امامت شیخ ناصر سعیدی امام جمعه محترم روستای زروان ، شیخ خجسته به ایراد خطبه پرداختند. و در هم آخر امام جمعه محترم روستای دشتی شیخ ناطق ضمن تشکر و قدردانی از همه ی حاضرین عاجزانه از خداوند طلب رحمت نمود. و همچنین حاضرین نماز ظهر را در این مکان برگزار نمودند.

منبع: www.maidehchekhabar.com

وفات عبدالله قاضی رحمة الله علیه (مردی پرکار اما خاکی)

بسم الله الرحمن الرحيم

«يا أيتها النفس المطمئنة ارجعي الى ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي وادخلي جنتي».. صدق الله العظیم.
 
ِإنا لله و إنا اليه راجعون......
 
ِِاللهم اغفر له وارحمه ووسع مدخله واكرم نزله
واغسله بالماء والثلج والبرد
ونقه من الذنوب والخطايا كما ينقى الثوب الابيض من الدنس
وباعد بينه وبين خطاياه كما باعدت بين المشرق والمغرب وأبدله داراً خيراً من داره وأهلا خيراً من أهله، وقه من عذاب النار ومن فتنة القبر.
اللهم آمين.. اللهم آمين.. اللهم آمين..

 

در تاریخ چهاردهم ذالحجه ۱۴۲۹ مصادف با بیست و سوم آذر ۱۳۸۷ در کمال ناباوری مردی چشم از این جهان فروبست که با رحلتش همه را در سوگ نشاند شاید او دیگر در میان ما نیست اما یادش و خدماتش در زمان زمامداری ریاست انجمن ده در قلبمان همیشه باقیست روحش شاد و قرین رحمت و همنشینی انبياء و صديقين و شهداء و صالحين باد.
در پايان از تمام دوستان و اّشنايان درخواست دعاء و طلب مغفرت از درگاه خداوند براي اين عزيز سفر کرده مينمايم.   

مشایخ و بزرگان روستای زروان

سر سلسله تمام مشایخ این روستا که تا کنون به قوم یا قبیله قاضی و فامیلی سعیدی در زروان و ملایی در هرمود معروفند شیخ الاسلام حاج محمد سعید قاضی می‌باشد که برادر جد مرحوم شیخ صالح ضیائی بوده اند ایشان پس از مهاجرت از هود اوز به قصد تبلیغ و ارشاد مردم در میانه راه در زروان اتراق می‌نمایند. در آن بیتوته کوچک ایشان در می‌یابند که مردمان آن روستا تقریباً با فرهنگ دینی و شریعت محمدی بیگانه‌اند، لذا بر اساس مسئولیت دینی که طبق دستور اسلام مشخص و تاکید گردیده، ایشان به ارشاد و راهنمایی مردم می‌پردازند. اولین کار ایشان ایجاد اولین مسجد در این روستا بوده که تا کنون از آن مسجدبه عنوان جامع سید آل حسن نام برده می‌شود از خصوصیات بارز ایشان زهد، تقوا ، شجاعت و قاطعیت بی نظیر در مبارزه با منکرات بوده قضاوتهای ایشان سلیمانوار بسیار حکیمانه و در خور تحسین و تمجید بوده احکام شرعی یک تنه بدون هیچگونه اغماض اجرا می‌نمودند، ایشان علاوه بر دارا بودن مقام علمی بسیار بالایی درشریعت در طریقت نیز یک مرشد کامل و وارسته‌ای بوده‌اند که تمام سفرهای آفاق و انفس را در نوردیده‌است به قول خودشان علمم را از ابن سینا گرفته شده و طریقتم از شیخ اجل سعدی همچنین شاعری چیره دست که اشعارهای فراوانی در حکمت و عرفان سروده‌است. متأسفانه بخاطر سهل انگاری باز ماندگان آن بزرگوار اکثر آن اشعار از بین رفته‌اند بجز قسمت قلیلی که سینه به سینه بین مریدان و مخلصین آن بزرگوار تا کنون به ما رسیده‌است. گفته شده ایشان نه تنها از دسترنج خودش امرار معاش می‌کرده بلکه گروه عظیمی از فقرا و مریدان ایشان از آن سفره با برکت بهره مند بودند، نخلستان ایشان معروف به نخلستان قاضی از پربارترین نخلستان زروان بوده انبارخانه‌ای داشته عمومی برای فقرا و مساکین که همیشه مملو از خرما و جو و گندم بوده. ایشان با دختر یکی از بزرگان آن روستا از قبیله قائد ازدواج می‌نمایند که از برکت این ازدواج میمون دارای اولاد فراوانی میگردند که همگی انها سرآمد عصر خویش میگردند. گفته شده قبیله قائد تنها قبیله‌ای بوده که به هوش و ذکاوت و مال و ثروت فراوان واشرافگری معروف بوده همگی آنها دارای گله های عظیم دام و نخلستانهای بیشماری بوده‌اند حتی هم اکنون در امارات متحده عربی این افراد را (قوم قائد) می‌گویند، و از بزرگ‌ترین تجار و اشراف آن شیخ نشین محسوب می‌شوند.